تبليغاتX
تک نویس
واقعآ که! یا ما خیلی یه جوری هستیم یا اینکه اون ها خیلی نتگ هستند!
یعنی اینفدر ما شرقی ها گمنام هستیم که اروپایی ها در مورد ما شرقی ها دارند اینجوری فکر می کنند!در آخر این پست لینک این مطلب رو از روزنامه گاردین براتون می ذارم. ولی واقعآ نمی دونم چه جوری با این مسئله کنار بیام. خیلی سخته که آدم از دیگران احترام و شخصیت گدایی کنه! (به عبارتی دیگر کشنده است و من به شخصه به هیج وجه این کار ر نمی کنم)

این تازه چیزی نیست. بگذارید که مسئله ای رو براتون تعریف کنم :این قضیه بر می کرده به حدود یک سال پیش که من داشتم با یه آمریکایی چت می کردم.در حین چت بودیم و داشتیم با هم دیگر چت میکردیم که بحث کشید سر قضیه ‌ی کشورها مون و فرهنگ ها مون که من در اونجا در مورد فرهنگ اونها ازشون سوال کردم و گفتم که خیلی برام عجیبه که در کشور شما این جور فیلم ها اکران می شه و مردم با اینجور فیلم ها که توش دارای صحنه هایی ثکثی کنار اومدن.اون در جواب چیز خیلی عجیبی به من گفت که من الان هم دارم گیج می زنم. در پاسخ بهم گفت که برای ما هم عجیب هست که شما در کشورتون با اسب از این شهر به اون شهر نقل مکان می کنید! من نمی دونم که این دوست خارجکی ما خیل پپه بود یا واقعآ اونقدر تبلغات در کشورهای اروپایی و غربی در مورد ما کم و یا غلط هست که مردمش در مورد ما اینجوری فکر می کنند!

در هر صورت به نظر من این مشکل از مردم غرب نیست .
  اینکه ما خودمون نتونستیم خودمون رو خوب به دیگران بشناسونیم.به عبارت دیگه اینکه این مردم نمی دونند که ما چی هستیم و چه کاره ایم. نمی دونن که اگر اونها خیلی کلاسشون بالا باشه از نژاد ژرمن هستند که یکی از شاخه های اریایی ها است که به گفته ی خیلی از باستان شناسان بهترین قوم آنها از لحاظ همه چیز نژاد ایرانیان بوده است.نمی خوام بگم که گذشته ی ما می تونه ما رو از اونها برتر بکنه ولی می گم که اونها هم نباید مسائل سیاسی رو در مورد کشور ما با مردم کشور ما با هم دیگه یکی بدونند.درسته که داریم تحریم می کشیم ولی این دلیل نمی شه که نتونیم خودمون رو به دیگران بشناسونیم.خیلی را ها هست که باعث بشه که اونها ما رو عقب افتاده در نظر نگیرند.باور کنید که اونها ما رو عقب افتاده در نظر می گیرند و این نمی تونه چیز ساده ای باشه. من نمی تونم قبول کنم که در رده‌ی کشورهایی ما رو در نظر بگیرند که واقعآ از همه لحاظ باید اونها رو از ما کمتر بدونند .منظورم همین افغانستان و عراق بغل دستمونه....
خداوکیلی از خیلی لحاظ حیلی مملکت سری هستیم. نمونه‌اش رو شما می تونید در این مقاله شاهوار بخونید.حالا اینکه این بزرگان در ایران نتونستند بمونند دیگه بر می گرده به خیلی چیز های دیگه که ربطی به مردم نداره....
البته خیلی فاکتو رهای دیگه در این مسئله دخالت داره که نمی شه اینجا در موردش سخن راند!
خیلی دوست دارم که نظر شما رو هم بدونم.لطفآ نظر بدید.
لینک خبر



+ نوشته شده در دوشنبه دهم دی 1386ساعت 21:2 توسط رضا |

فصل پاییز تمام شد و فصل سرد زمستان آغاز گردید. آغاز گر این فصل،شبی است مسوم به یلدا که آن را درازترین شب سال می نامند . این شب برای ما ایرانی ها جدای از مسئله‌ی قدمت تاریخی اش(که در ادامه در موردش سخن خواهم گفت ) بسیار مهم است چون زنده کننده‌ی خاطرات ما از دوران کودکی‌مان است. در این روز ها است که همه‌ی ما ایرانی ها در کنار خانواده‌ی خود جمع می شویم و با خوردن هندوانه‌ و آجیل و... آن شب را به صبح می رسانیم.بی شک جشن شب یلدا تنها جشنی است که مرور زمان برآن زیاد تاثیر نکرده است.نه چون جشن های مهرگان و تیرگان است که مرور زمان آنها را به دست فراموشی سپرد نه مثل چارشنبه سوری است که آنقدر تغییر کرده که دیگر نمی توان ان را یک جشن باستانی به حساب آورد(بیشتر شبیه جشن هالوین است تا یک جشن باستانی!)



حال جدای از این مسئله شب یلدا از لحاظ تاریخی برای ما  ایرانی ها بسیار مهم است. مردم ایران حدود 5000 سال است که با این شب زمستان خود را شروع می کنند و شب وداع با تاریکی را جشن می گیرند.با کسترش قلمرو ایران به روم باعث تغییر در ساختار فکری و فرهنگی رومیان شد. که نتیجه‌ی آن تغییر ساختار فکری اروپاییان بوده است. به عبارتی ما همچنان اثراتی از فرهنگ ایرانی در اروپاییان و غربیان می بینیم.به عنوان مثال همین تزئین درخت کاج در شب کریسمس خود نشئت گرفته از فرهنگ ایرانیان است که درخت کاج را به دلیل مقاومت در برابر سرما مظهر مقاومت می دانستند. به همین دلیل با آغاز جشن شب یلدا درخت کاج را تزئین می کردند و در برابر آن مراسم پای کوبی و جشن برپا می کردند.

واژه‌ی یلدا هم معنی واژه‌ی نوئل از ریشه‌ی ناتالیس رومی به معنای تولد است و نوئل از ریشه‌ی یلدا است.واژه‌‌ یلدا یک واژه‌ی سریانی به معنای ولادت است ،ولادت خورشید و مهر(مهر و میترا) که رومیان آن را(ناتالیس انویکتوس)می نامیدند. این نشان دهنده‌ی روزی است که در آن خورشید دوباره متولد می شود و از آن روز به بعد بر طول روز افوزده می شود و از شب کاسته می شود.شب یلدا آغازگر ماه دی است.دی از کلمه‌ی Day در زبان انگلیسی یه معنای روز گرفته شده است و باز هم بیانگر آغاز طلوع خورشید می باشد.

بر این عقیده‌اند که شب یلدا را قومی از آریایی ها به نام قوم کاسپیان بنا نهاده اند. قوم کاسپین از اقوامی بودند که حدود 5000 سال پیش به ایران پا نهادند و دارای ذوق و استعداد خاصی بودند که آنها را از دیگر اقوام متمایز می ساخته است.این قوم توانستند که با ساختن چهار تاقی ها انحراف 23 درجه مدار زمین را اندازه بگیرند ،که به همین ترتیب توانستند تقویمی را درست کنند که به وسیله‌ی آن دریافتند که پس از آخرین شب پاییز بر طول روز ها افزوده می شود و از طول شب ها کاسته می‌شود.ایرانیان از دیر باز بر این اعتقاد بودند که شب نماد اهریمن و روز نماد روشنایی و خوبی بود.به همین دلیل آخرین شب پاییز را به خاطر پیروزی روشنایی بر اهریمن جشن می گرفتند و نام آن را شب یلدا نامیدند.البته فردوسی در شاهنامه شب یلدا را به هوشنگ پادشاه کیانی ایرانیان نسبت داده و می گوید:
که ما را زدین بهی ننگ نیست           به گیتی به از دین هوشنگ نیست
همه راه داد است و آیین مهر             نظر کردن اندر شمار سپهر
.
روز پس از شب یلدا را ایرانیان "خور روز" و "دیگان" می نامیدند و در این روز به استراحت و تفریح مشغول می شدند و به هیچ وجه مرتکب کناه و یا خطایی نمی شدند چون میترائیسم هرگونه کار بدی را در روز تولد خورشید گناهی بزرگ می دانست.

با گسترش آیین مهر در اروپا مراسم شب چله(یا شب یلدا ) هر ساله با بهترین وجه ممکن برگزار می شد.تا اینکه اروپا دین مسیحیت را به عنوان دین رسمی خود انتخاب کرد،ولی این مسئله باعث نشد که اروپاییان فرهنگ مهر را از بین ببرند و عید شب یلدا را به فراموشی بسپارند ، به همین دلیل این مسئله باعث شد که کلیسا برای افزایش قدرت خود روز ولادت حضرت مسیح را مصادف با اتمام فصل پاییز و طلوع خورشید قرار دهد.

شب یلدا بر دیگر اقوام هم تاثیرات بسزایی داشته است که این نیز خود  بیانگر قدرت فرهنگ ایرانی است که به جای اینکه مانند بعضی از اقوام با شمشیر مملکتی را از آن خود کنند با تاثیر خود دلهای مرم را از آن خود می کردند.در ابتدای این بحث تاثیر آن را بر مسحیان گفتیم و حال بشنوید تاثیر آن بر دیگر اقوام . در مصر در حدود 4000 سال پیش جشنی با عنوان "باز زائیده شدن خورشید" که همزمان با شب چله بود برگزار می کردید.در این روز مردم به مدت 12 روز به نشانه 12 ماه سال به پایکوبی و جشن می پرداختند . همچنین از 12 برگ نخل برای تزئین محل جشن استفاده می کردند.
در یونان باستان روز اول زمستان را روز بزرگداشت خداوند خورشید می‌دانستند و آن را خورشید شکست ناپذیر ناتالیس انویکتوس مینامیدند(که در بالا ذکر شد).
یهودیان
نیز در این شب جشنی با نام "ایلانوت" برگزار می کردند که در آن شب شمع هایی را روشن می کردند و به نیایش می‌پرداختند.
آشوریان
نیز تا پاسی از شب به شب نشینی و بگو و بخند میگذراندند و در خانواده های تحصیل کرده تفآلی از حافظ نیز زده میشد.

عادات مرسوم در ایران باستان در شب یلدا این بوده است که در این روز پادشاهان لباسی سفید برتن می کردند و بر روی یک فرشی سپید می نشستند و در آن روز با بقیه‌‌ی مردم هیچ تفاوتی نداشتند.آیین شب یلدا با خوردن هندوانه و آجیل و .. است که خود نشانه برکت طلوع خورشید است.

،منبع: ویکی پدیا تبیان

  

+ نوشته شده در جمعه سی ام آذر 1386ساعت 1:40 توسط رضا |